عطا ملك جوينى

مقدمهء مصحح 32

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

ترجمهء بهرامشاهى كليله و دمنه در حدود سنهء 540 يعنى قريب صد سال قبل از آن پس چگونه ممكن است شعرى از كمال اسمعيل در كليله و دمنه مذكور باشد ، و بنابرين لابد بايد فرض كرد كه كمال الدّين اسمعيل بيت مزبور را بعنوان تضمين در طىّ غزل خود آورده نه آنكه اصل شعر از خود او بوده است و چون بيت بغايت مشهورى در آن عصر بوده اشارهء بتضمين را نيز لازم نديده ، و خواجه حافظ نيز ظاهرا يا بيت مزبور را بمناسبت وجود آن در غزلى مشهور از كمال اسمعيل از خود او پنداشته بوده يا آنكه شايد مراد وى از « كمال » شاعرى ديگر بوده از متقدّمين غير كمال اسمعيل اصفهانى معروف و اللّه اعلم بحقيقة الأمر ، ص 81 س 6 - 7 من انا عند اللّه حتى اذا * * اذنبت لا يعفو عن ذنبى العفو يرجى من بنى آدم * * فكيف لا يرجى من الرّبّ اين دو بيت از ابو القاسم علىّ بن محمّد البهدلى الأيلى از شعراء شام است ( رجوع شود بتتمّة اليتيمهء ثعالبى طبع آقاى اقبال ج 1 ص 19 ، و خاصّ الخاصّ همان مؤلّف طبع مصر ص 164 كه در هردو موضع در مصراع دوّم از بيت اوّل « لا يغفر لى ذنبى » دارد بجاى « لا يعفو عن ذنبى » ) ، ص 115 س 6 - 7 ظهر الحقّ ثابت الأركان * * صاعد النّجم عالى البنيان و هوى للرّدى ذوو النّقض و البغ * ى و اهل الضّلال و الطّغيان مطلع قصيده‌ايست از ابو القاسم حسن بن عبد اللّه المستوفى در مدح سلطان محمود غزنوى در موقع غلبهء او بر ايلك خان ترك ( رجوع شود بشرح تاريخ يمينى از منينى ج 2 ص 87 - 88 كه در آنجا در بيت دوّم « النّكث » دارد بجاى « النّقض » و بدون شك همين اقرب بصواب است ) ،